هزاران سال پیش، دومین هدیه تولدی که از مادرم گرفتم، همانند اولی یک کتاب بود. تنها یک کتاب. این کتاب ها برایم آنچنان قدرتمند و عزیز شدند که سایه نازنینشان، تا امروز پناه و آرام من است. چه زود پسر رویایی اش را شناخته بود. الفبا را پیش از آن که بیاموزندم آموخته بودم و می خواندم هر آنچه را که دوست می داشتم و نمی خواندم آن ها را که نمی خواستم. الفبا را با این کتاب آموختم. بابا نان داد برایم هیچ لذتی نداشت و هیج شگفتی و خاطره ای برایم نساخت.سرکش بودم و احساساتی و رویایی و بی ملاحظه و دیوانه وار عاشق پریان قصه ها. کدام هاشان را امروز نیستم؟
سفر عجیبم در درون پیش از آشنایی ام با این کتاب آغاز شد. تمام خاطرات کودکی ام سرشار ست با رویاهایی که قدرتمندتر از واقعیت اند. سال ها می گذشت و من همچنان سرمست آن کتاب بودم. بی هیچ انگشت راهنمایی تحلیل های عجیبی را می یافتم که اشاره می کردند به این کتاب. تنها قلبم گواهی می داد به این عشق و همین برایم بس بود.
امشب، اکنون، دقایقی پیش از دیدن فیلمی درباره این افسانه شگفت انگیز است. باز می لرزد دلم، دستم. دلم گواهی می دهد که شاهکاری را خواهم دید. تمام روز ترانه های تم اصلیش شده ست زمزمه هایم. باز هم پریزاده سرزمین رویاها مرا برای تماشا برگزیده ست... همین برایم کافی ست. تمام وجود من همراه آلیس در هزار توی سرزمین عجایب نفس نفس خواهد زد.
سفر عجیبم در درون پیش از آشنایی ام با این کتاب آغاز شد. تمام خاطرات کودکی ام سرشار ست با رویاهایی که قدرتمندتر از واقعیت اند. سال ها می گذشت و من همچنان سرمست آن کتاب بودم. بی هیچ انگشت راهنمایی تحلیل های عجیبی را می یافتم که اشاره می کردند به این کتاب. تنها قلبم گواهی می داد به این عشق و همین برایم بس بود.
امشب، اکنون، دقایقی پیش از دیدن فیلمی درباره این افسانه شگفت انگیز است. باز می لرزد دلم، دستم. دلم گواهی می دهد که شاهکاری را خواهم دید. تمام روز ترانه های تم اصلیش شده ست زمزمه هایم. باز هم پریزاده سرزمین رویاها مرا برای تماشا برگزیده ست... همین برایم کافی ست. تمام وجود من همراه آلیس در هزار توی سرزمین عجایب نفس نفس خواهد زد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر