از
هجوم
روزها
و
شب ها
که
تو
می گویی اش
عمر
پیش تر
رفته ام
تو
ندانستی
که
من
بارها
پس
از
مرگ هایم
نیز
زیسته ام
و
هر بار
بر
نسیم
در
خاکی
رسته ام
مرا
در
کدام
تنگجای
رو
به
کدام
قبله
هراس
از
آتش
دوزخ
مدفون
توانی
کرد
که
نسیم ام
و
هر
بار
که
از
آتش
گذشته ام
با
نجواهایم
گلستانش
ساخته ام
هجوم
روزها
و
شب ها
که
تو
می گویی اش
عمر
پیش تر
رفته ام
تو
ندانستی
که
من
بارها
پس
از
مرگ هایم
نیز
زیسته ام
و
هر بار
بر
نسیم
در
خاکی
رسته ام
مرا
در
کدام
تنگجای
رو
به
کدام
قبله
هراس
از
آتش
دوزخ
مدفون
توانی
کرد
که
نسیم ام
و
هر
بار
که
از
آتش
گذشته ام
با
نجواهایم
گلستانش
ساخته ام
چرتکه
سود
و
زیان ات
در
حساب
و
کتابم
زیان
خواهد
دید
دیری ست
حساب هایم
را
به
آب،
کتاب هایم
را
به
آتش،
نجواهایم
را
بر
نسیم،
و
خويشتن ام
را
به
خاک
سود
و
زیان ات
در
حساب
و
کتابم
زیان
خواهد
دید
دیری ست
حساب هایم
را
به
آب،
کتاب هایم
را
به
آتش،
نجواهایم
را
بر
نسیم،
و
خويشتن ام
را
به
خاک
سپرده ام.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر