۱۳۹۴ مرداد ۵, دوشنبه

One

آنگونه برای یگانگی پایکوبی کردن را ندیده ام دیگر، هیچ. سال ها می گذرد از اولین باری که شنیدمش و بارها و بارهاست که شنیده امش، و هر بار، هربار معنایی تازه دارد برایم؛ می بردم بی هیچ دشواری به ژرفایی که چشمه ای نوشین از دریافت های بس گوارا فراهم می آوردم، که بازبخواهمش دیگر بار و دیگر بار، و هر بار سخاوتمندانه شادمانی بودن را به یادم آورد، آن شادی بی بهانه و دلیل را؛ این که آن هارمونی بی همتا را بنوازد در یگانگی با هستی و هر جزٔ وجود، شادمان و سرخوشی بی دلیل را به یادم آورد: شادم تنها از آن رو که هستم. تا هر کس را برخیزاند در آن کنسرت بی همتا به هماهنگی و یگانگی با رقص عاشقانه کائنات.نمونه ای دیگر ندارم که بگویمت و این یک نیز از گروهی ست که سال هاست تحسین اش کرده ام. نوشانوش شان باد جام های سرمستی جاودانگی زیبایی شان که راز سرشاری از شادی بودن را دریافته اند و یادگار نهاده اند اینچنین بی خویشتنی عاشقانه ای را.

هیچ نظری موجود نیست: