نه به خاطر آفتاب نه به خاطر حماسه
به خاطر سایه ی بام کوچکش
به خاطر ترانه ئی
کوچک تر از دست های تو
نه به خاطر جنگل ها نه به خاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشن تر از چشم های تو
نه به خاطر دیوارها – به خاطر یک چیز
نه به خاطر همه انسان ها – به خاطر نوزاد دشمنش شاید
نه به خاطر دنیا – به خاطر خانه تو
به خاطر یقین کوچکت
که انسان دنیائی است
...
Valkyrie چیزی فراتر از یک زیبایی تماشایی داشت.دیدن آنهمه آدم های هدفمند و آزمون هاشان گذرمان می داد از میان آنهمه داستان های پرت که گویی امضای آغاز هزاره سوم بودند و چیزی جز دلزدگی از تماشای آن همه تابوهای حقیر و وقیح نمی آوردند.
نگاه هاشان،شادی هاشان،غم هاشان،پایمردی هاشان مرا در فاصله ای بس دور به یاد شعری از شاملو می اندازند و به یادم می آورند که از یاد رفته است...
...
به خاطر تو
به خاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند،
به خاطر سایه ی بام کوچکش
به خاطر ترانه ئی
کوچک تر از دست های تو
نه به خاطر جنگل ها نه به خاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشن تر از چشم های تو
نه به خاطر دیوارها – به خاطر یک چیز
نه به خاطر همه انسان ها – به خاطر نوزاد دشمنش شاید
نه به خاطر دنیا – به خاطر خانه تو
به خاطر یقین کوچکت
که انسان دنیائی است
...
Valkyrie چیزی فراتر از یک زیبایی تماشایی داشت.دیدن آنهمه آدم های هدفمند و آزمون هاشان گذرمان می داد از میان آنهمه داستان های پرت که گویی امضای آغاز هزاره سوم بودند و چیزی جز دلزدگی از تماشای آن همه تابوهای حقیر و وقیح نمی آوردند.
نگاه هاشان،شادی هاشان،غم هاشان،پایمردی هاشان مرا در فاصله ای بس دور به یاد شعری از شاملو می اندازند و به یادم می آورند که از یاد رفته است...
...
به خاطر تو
به خاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند،
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر