"نمیخواستم پیامبر کوهنشین باشم و از آن بالا نوشته بریزم پایین که مردمان بخوانند.. نمیخواستم منزوی باشم و از همه پرده بگیرم.. میخواستم آتش بگیرم.. توی همین جهنمی که همیشه گردنم را میسوزاند. اما باشم.. به هر طریقی که ممکن است سعی کنم باشم…" *
با آن نگاه های پاکش در برابر زیبایی می شناسمش؛ شده ست امضایش در هر کجا که می تواند؛ به آن زل نمی زند ، سر فرود می آورد در در برابر چیزی مقدس و حرمت می دارد؛ و من از تماشای نگاهش سیر نمی شوم هنگامی که در City of angels به تماشای Maggie در آینه ایستاده ست و دلبسته اوست و پشت پا زننده به فرشتگی و جاودانگیش. او خود نیز چنین نبود؟
در Leaving Las Vegas دیگر در میان آتش است تا مرگ را بنوشد؛ و من از تماشای نگاهش به Sera سیر نمی شوم هنگامی که او را فرشته می یابد و در برابر زیبایی اش حرمت می دارد و سر فرود می آورد. در آنجا با دیگران بدرود نگفت؟
گویی در دل آتش فرشتگانش را می یابد این بار در Bringing out the dead در New York میانه دهه نود Mary را می یابد.
در Matchstick Men این بار نام فرشته اش Angela است با آن نگاه های جاودانه اش در پایان فیلم و آنهمه Theme های نازنین Hans Zimmer که با آن شیدایی شیرین می بردم به یادگارهای بی همتای Nino Rota برای Fellini.با نجابتی نایاب که در برابر زیبایی اش حرمت می دارم و سر فرود می آورم، همچون خودش:Nicolas Cage
*نوشته آغازین گوشه ای از داستان زیبای "من پیامبر خوبی نیستم" نوشته ناهید است.
با آن نگاه های پاکش در برابر زیبایی می شناسمش؛ شده ست امضایش در هر کجا که می تواند؛ به آن زل نمی زند ، سر فرود می آورد در در برابر چیزی مقدس و حرمت می دارد؛ و من از تماشای نگاهش سیر نمی شوم هنگامی که در City of angels به تماشای Maggie در آینه ایستاده ست و دلبسته اوست و پشت پا زننده به فرشتگی و جاودانگیش. او خود نیز چنین نبود؟
در Leaving Las Vegas دیگر در میان آتش است تا مرگ را بنوشد؛ و من از تماشای نگاهش به Sera سیر نمی شوم هنگامی که او را فرشته می یابد و در برابر زیبایی اش حرمت می دارد و سر فرود می آورد. در آنجا با دیگران بدرود نگفت؟
گویی در دل آتش فرشتگانش را می یابد این بار در Bringing out the dead در New York میانه دهه نود Mary را می یابد.
در Matchstick Men این بار نام فرشته اش Angela است با آن نگاه های جاودانه اش در پایان فیلم و آنهمه Theme های نازنین Hans Zimmer که با آن شیدایی شیرین می بردم به یادگارهای بی همتای Nino Rota برای Fellini.با نجابتی نایاب که در برابر زیبایی اش حرمت می دارم و سر فرود می آورم، همچون خودش:Nicolas Cage
*نوشته آغازین گوشه ای از داستان زیبای "من پیامبر خوبی نیستم" نوشته ناهید است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر