اولین
لالایی
را
تو
بر
جانم
نوازش ساختی
لالایی
را
تو
بر
جانم
نوازش ساختی
اولین
آغوش
را
تو
گشودی
تا
سرمستی
عشق
را بنوشم
آغوش
را
تو
گشودی
تا
سرمستی
عشق
را بنوشم
تنها
با
یاد
تو
ماندم
بر
بی قرارترین
نسیم های شیدایی
با
یاد
تو
ماندم
بر
بی قرارترین
نسیم های شیدایی
۲ نظر:
و شبی که مطمینم پر از خاطرهء ان روزها بود...روزهای سرزمین عجایب :)
فیلم فوق العاده بود نیلوفر جان. من تا چند روز دیگه همین جور دیوانه ام.جه بهتر. رویایی هایی که از هر واقعیتی واقعی ترند. شبی که پر از خاطره آن روزها بود...روزهای سرزمین عجایب.من مادرم رو خیلی سال پیش از دست دادم به خاطر سرطان...
ارسال یک نظر