۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

eyes wide shut



در جستجوی تو هستم و به جایی می روم که بیم دارم تو را در آنجا بیابم . ایکاش نیابمت در آنجا . دیگر باکی ندارم از عنکبوت ها . از یافتنت می ترسم . کارت شناسایی ام را نشان خانم پرستار می دهم و نام تو را می گویم . تو مرده ای .در روزنامه خواندم خودکشی کرده ای-OD. زیباترین زن جهان و OD . آخرین دیدار من و توست. تو یخ زده ای در سردخانه و دیگر مرا نخواهی دید؛ دیگر هیچ چیز را نخواهی دید ؛ حتی رویاها و کابوس هایت را؛ دیگر کسی نیست که تو را از فراز آسمان وانیلی رویاهایت نزد ما بیاورد ؛ کسی آخرین آرزوی رویاییت را برآورده نخواهد کرد . آسوده باش ، دیگر کسی تو را Hooker نخواهد خواند. تو تاوان گناهی که من نکردم را دادی . و من در برابر این زیبایی تباه شده فروشکسته ام و سر فرود می آورم.

هیچ نظری موجود نیست: