۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

Farewell Jako


هنوز دبستان را پایان نبرده بودم که از میان انبوه کتاب های پدرم دست بردم و بی آن که بدانم چه می جویم کتابی بی جلد و کهنه با برگهای کاهی را کشیدم بیرون. خود را کاشف آن می پنداشتم و نمی دانستم چه یافته ام. در آن روزهای تابستانی روشن و بی پایان کودکی همراه با آن کتاب خود را نیز می یافتم و در می یافتم که شیدای نگارش واژگانم و هیچگاه جدایی نمی توانم. کتاب پر بود از چهره ها که دگر می گردید و ترس از ناپایداری و درستی آن چه می توان دید ؛ آن فرشتگان که در آنی هیولا می گشتند و در آنی دیگر باز می گشتند به فرشتگی.

Do You Remember
How It All Began
It Just Seemed Like Heaven
So Why Did It End?


زودازود روشناهایم در این ظلام گم شدند و ای بسا چهره ها که دگرگون گشت و هر بار مرا به یاد آن کتاب بی جلد پدرم انداخت که کاشفش بودم. تا شبی در این شب هزاران ساله بی پایان با جانی پاره پاره از گور سر درآوردم و "رقص مردگان" را آغاز کردم و این بار خویشتن را کاشفMichael Jackson و Thriller اش از John Landis می پنداشتم و باز آن چهره ها که دگر می شد و آن خنده پایانی.بزرگ علوی همانگاه بود که مرا با جهان "رقص مردگان" در ادبیات اروپایی آشنا کرد.

کم شده ست که مرا بارانی باشد. چه بسیار در این هنگامه دیده و شنیده و خوانده ام و تنها خویشتن را غرقه یافته ام در چراهای بیشمار بی پاسخم .تا که بارانم بارید در بارش آنهمه “Why” که پاسخ و پاسخ دهنده ایش نیست:
Why does Monday come before Tuesday
Why do summers start in June
Why do winters come too soon
Why do people fall in love
When they’re always breaking up, oh why
Why do we love if love will die



It’s not like I can escape, what’s in my soul
Cause without you inside my heart
Where can I go
I don’t wanna see, girl you without me
I can’t go through life without you
without you there’s no me

Tell me why

هیچ نظری موجود نیست: