۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

“I can’t take my mind of you.”

“I can’t stay between the living and the dead,”
But,
“I can’t take my mind of you.”
“To be or not to be. This is question...to die... to sleep. To sleep perchance to dream.ay, there’s the rub. For in that sleep of death what dreams may come...”
Henry در Stay ، libido یی را بازمی یابد که به مرگ رفتار دارد تا آنجا که خودکشی اش را اوج Drama می سازد ؛ این کار پایان نیافته اوست که مرگ را نیز این یارا نیست تا بازش دارد؛ باشد که Sam و Lila در این Tragedy چشم بگشایند به Catharsis و بینایی ، و در این سوی پل همدیگر را دوست بدارند ؛ و او به راه خویش تا آن سوی پل.

David بی تابانه Lucid Dream را برمی گزیند ، که از کابوس هاش نمی کاهد.Libido یی که به زندگی رفتار دارد او را از Vanilla Sky فرو می افکند به این سوی پل.

-David! Open your eyes!

و او چشم می گشاید به ...


The world is an illusion.



هیچ نظری موجود نیست: