۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

Frankenstein



Aristotle در پاسخ به آموزگارش که Dreamer ها را به شهر رویایی اش راه نمی دادPoetry Tech. Of را نوشت – که ، خود ، رویابینی بی همتا بود که دیوانه وار دوستش دارم.

Hamlet سوگوار ، شگفت زده ، با رویای "شاه/پدر" رو در رو می شود ، که پرده پس می زند از زشتی ها یی که گذشته. "شاهزاده/پسر" شیدایی بر می گزیند ، زیرا آنان که صورتک بر خویشتن دارند ، مادر ، عشق و بستگان اویند ؛ آیا تواند که یارای این گونه "بودن" را داشتن تا با مرگ هیولا "گره گشایی" گردد؟- آه ، این زیبایی را کرانه ای نیست.

John Anderton در Minority Report با کمک Agata – Anima/Animus – به سوی کابوس می شتابد ؛ آیا تواند پس زدن صورتک ها را تا با مرگ هیولا "گره گشایی" گردد؟- گره گشایی نه پیروزی بر سرنوشت ، که کنار زدن دردناک صورتک هاست ، و مرگ هیولا، دیدن چهره اوست ، فرایند دردناک رسیدن به خودآگاهی.

Frank Cadillac – Frankenstein یی که "پدر"ش مرده پس آفرینش اش پایان نیافته رها شده - در Next تنها لختی از آینده را می بیند و Asynchronously با Multi Treading و Instance هایش Node های Tree را Navigate می کند ؛ آیا تواند برگزیدن یکی از Path ها را تا با مرگ هیولا "گره گشایی" گردد؟ - رد پای Aristotle را بی جستجو می یابم و یا شاید او مرا.

هیچ نظری موجود نیست: