به یاد می آورم . به یاد می آورم آن سوگند را ، که بدانم . به یاد می آورم ، عشقی را که دانایی می آورد ، فراتر از دانش ؛ بینایی می بخشد ، تیزتر از بینش ؛ روشنایی می سازد ، تابناک تر از فروغ . به یاد می آورم . به یاد می آورم آن سوگند را .
-do you remember what I said when we first met?
-you said that I better know what I’m doing.
-do you now?-I know what I’m doing.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر