دیشب هم بی قرار بودم.
از بین همه آگاتا را بیشتر دوست دارم.شهود بی مانند آگاتا متمایزش می کند از دیگران.پس از جدا شدن از همسرم او تنها زنی ست که فقط به آن علاقمند نیستم. حتی بیشتر از همسرم....
همسرم.دیشب باز هم خاطراتمان رهایم نکرد. و باران می آمد. هم در خاطراتمان هم در من.
تا فاجعه چقدر فرصت دارم؟
از بین همه آگاتا را بیشتر دوست دارم.شهود بی مانند آگاتا متمایزش می کند از دیگران.پس از جدا شدن از همسرم او تنها زنی ست که فقط به آن علاقمند نیستم. حتی بیشتر از همسرم....
همسرم.دیشب باز هم خاطراتمان رهایم نکرد. و باران می آمد. هم در خاطراتمان هم در من.
تا فاجعه چقدر فرصت دارم؟
۴ نظر:
نقشهي چي؟
يواش در گوشم بگيد! به هيشكي نميگم;)
من دارم يه سقوط آزاد رو تجربه كنم از بالاي آسمان وانيلي ام ناهيد جان.
من ديشب يه سقوط آزاد رو توي يه داستان نوشتم. يه ويرايش كوچولو لازم داره كه بذارمش توي وبلاگ. اون سقوط آزاد واقعا تماشاييه.
بي صبرانه منتظرم بخونمش
:)
ارسال یک نظر