فریاد زدمSon of a bitch : و با لگد سنگی را همراه فریادم کردم به خالی دشت پیش رویم .
ساعتم را از مچم باز می کنم تا قمارم را آغاز کنم . تندیس هایی با لبخندی جراحی شده در سر در کازینو ها برایم هورا می کشند...من باید ببرم...من باید ببرم...و باخت واژه ای ست که در زبانم نیست .
عنکبوت ها می خواهند چشم هایم را شناسایی کنند و من می دوم و زیر لب زمزمه می کنم Every body runs .
ساعتم را از مچم باز می کنم و به تو نگاه می کنم . خوشحالم از این که Rain Man در کنار من است .
دلم برای آگاتا تنگ شده اما نمی خواهم فاجعه هایم را پیش از من ببیند و زجر بکشد. یا آماندا که خودش را به جای من قربانی کرد و چشم هایم را گشود . چشم هایی که عنکبوت ها می خواهندش .
ای کاش شب سال نو بود تا خودم را در پالتویی سیاه فرو برم و نیمه های شب در بیغوله های شهر خشن به دنبال پرسش هایم پرسه بزنم . و آلیس را در سرزمین عجایبش تنها بگذارم تا کابوس هایش را ببیند . شهری که شاید این آخرین شب ستاره اش باشد و فردا...آیا کسی خواهد دانست ؟
آه آگاتا کجایی ؟ می خواهم نفس بریده در آغوش هم باشیم .
ساعتم را از مچم باز می کنم تا قمارم را آغاز کنم . تندیس هایی با لبخندی جراحی شده در سر در کازینو ها برایم هورا می کشند...من باید ببرم...من باید ببرم...و باخت واژه ای ست که در زبانم نیست .
عنکبوت ها می خواهند چشم هایم را شناسایی کنند و من می دوم و زیر لب زمزمه می کنم Every body runs .
ساعتم را از مچم باز می کنم و به تو نگاه می کنم . خوشحالم از این که Rain Man در کنار من است .
دلم برای آگاتا تنگ شده اما نمی خواهم فاجعه هایم را پیش از من ببیند و زجر بکشد. یا آماندا که خودش را به جای من قربانی کرد و چشم هایم را گشود . چشم هایی که عنکبوت ها می خواهندش .
ای کاش شب سال نو بود تا خودم را در پالتویی سیاه فرو برم و نیمه های شب در بیغوله های شهر خشن به دنبال پرسش هایم پرسه بزنم . و آلیس را در سرزمین عجایبش تنها بگذارم تا کابوس هایش را ببیند . شهری که شاید این آخرین شب ستاره اش باشد و فردا...آیا کسی خواهد دانست ؟
آه آگاتا کجایی ؟ می خواهم نفس بریده در آغوش هم باشیم .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر