نگفتم ، به سر قرارم با تو دیر رسیده ام – چقدر سعی کردم دیر برسم . تو زیباترین زنی هستم که در باران دیده ام .نمی توانم جلوی شیرین زبانی هایم را بگیرم و خودم را معرفی می کنم – تو مرا مثلا از طریق همسر سابقم می شناسی .
نگفتم ، نامت را فراموش کرده ام – حتی Nick name ات را هم می دانم . از یادداشت کوچکی یک سری نام های پرت و پلا ردیف می کنم تا مثلا اتفاقی به نام تو برسم . حالا دیگرقطرات باران از نوک موهایم به صورتم می غلتد . چند بار نگاهت را دستگیر کرده ام . می بینم که نگاهت مثل پرنده های قفس پر پر می زند . چترت را باز می کنی . برای آن که به من نگاه نکنی به ساعتت نگاه می کنی و وسط شیرین زبانی هایم می گویی من یک روز را در پیش دارم ؛ و به طرف یک تاکسی می دوی . هر دو باید سوار شویم . سعی می کنیم مثلا پشتمان به هم باشد – در واقع به هم تکیه می کنیم ؛ کاری که ازاين پس می کنیم . و روز خوب ادامه می یابد ...
نگفتم ، نامت را فراموش کرده ام – حتی Nick name ات را هم می دانم . از یادداشت کوچکی یک سری نام های پرت و پلا ردیف می کنم تا مثلا اتفاقی به نام تو برسم . حالا دیگرقطرات باران از نوک موهایم به صورتم می غلتد . چند بار نگاهت را دستگیر کرده ام . می بینم که نگاهت مثل پرنده های قفس پر پر می زند . چترت را باز می کنی . برای آن که به من نگاه نکنی به ساعتت نگاه می کنی و وسط شیرین زبانی هایم می گویی من یک روز را در پیش دارم ؛ و به طرف یک تاکسی می دوی . هر دو باید سوار شویم . سعی می کنیم مثلا پشتمان به هم باشد – در واقع به هم تکیه می کنیم ؛ کاری که ازاين پس می کنیم . و روز خوب ادامه می یابد ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر