هر کدام به راه خویش می رویم.
پایان Session و کوبیدن در و بیرون زدن من.در راهرو Lillian خودش را به من می رساند. من امیدی به هیچ کدامشان ندارم. Lillian تلاش می کند آرامم کند و من خشمگین تر از آنم که به او گوش کنم. خودم را به اتومبیلم می رسانم و می بینم کلیدم را درون آن جا گذاشته ام و در را قفل کرده ام. کیفم را می کوبم به در. Lillian به آرامی از در دیگر می رود تو و قفل را باز می کند.
بازگشتی در کار نیست تنها از میان موسیقی دست ها گذر می کنم.
پایان Session و کوبیدن در و بیرون زدن من.در راهرو Lillian خودش را به من می رساند. من امیدی به هیچ کدامشان ندارم. Lillian تلاش می کند آرامم کند و من خشمگین تر از آنم که به او گوش کنم. خودم را به اتومبیلم می رسانم و می بینم کلیدم را درون آن جا گذاشته ام و در را قفل کرده ام. کیفم را می کوبم به در. Lillian به آرامی از در دیگر می رود تو و قفل را باز می کند.
بازگشتی در کار نیست تنها از میان موسیقی دست ها گذر می کنم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر