۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

Cinema Paradiso

همواره، می خواستم زیباترین ام را به تو هدیه کنم. بارها با خویشتن خواستن گفتن واژه هایی در خور تو، و نیافتم جز بوسه ای که در خاموشی شب از لبانت چشیدم و تو در خواب بودی .

واژه هایی که نیافتم در همهمه رفتن ها گم شدند. مانند همیشه ، من ماندم و تو رفتی. روزی دور ، روزی نزدیک ، زیباترین ام را خواهی یافت ؛ روزی که من رفته ام و تو مانده ای .

هیچ نظری موجود نیست: