۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

I could have done more



در هزاره های پيشين ، در جايی نه مانند اينجا ، در آسمان وانيلی ، دست در دست پدر و برادر بزرگترم می روم برای Close Encounters of the Third Kind. مادر همراهمان نبود ، همانگونه که امروز. می روم تا مردی را ببينم که در هر چيز که می بيند، نشانه ای از آن چيز که فرا می خواندش می بيند . و آز آن دم ، تا ديدار، هر آنچه ديوار و دسيسه و وسوسه در راهش می چينند ، فرو می شکند ... آسمان فرا می خواندش ، به مهربانی .

در زمزمه هايم دو نام جای گرفت که از هم جدا نشدنی اند. می خواهم تا رفتن ام - راستی کدام روز؟- سپاسگزاری کنم از هر که در اين شب يلدای دوزخی ، ستاره ای بود برايم ؛ و تو ، اگر اين شب را همانند من بی پايان يافتی ، اين نوشته را جستجو کن ، می خواهم ستاره ای را نشانه کنم : John Williams . و آن نام ديگر ... بماند .

شيفته آن شيدايی ، شب ها بارها شد که با برادرم موسيقی آن فيلم را بشنويم و به جستجوی دوستی با آسمان باشيم . هنوز نمی دانستيم که War Of The Worlds در پيش است و بسيار نزديک .

می خواستم ببينم که کيست . او را در ميان آگهی های Pioneer و Sony ، نشسته در کنار Piano می يافتم در Time و Newsweek ، آخر Jazz Pianist هم بود ، که چه بهتر . در لابه لای گزارش های داغ Middle East و Jimmy Carter و انگشتش که از هر ديدگاه ، مرا نشانه می رفت.

زمزمه هايم از او ماند ، تا نوشتن Minority Report هايم ؛ و تا همين نوشته هايم ، و تا افسوس هايم در Schindler’s List :
I could have done more

هیچ نظری موجود نیست: