۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

Steven Spielberg



و آن نام دیگر جدایی ناپذیر ، که همان جا هم جدا نماند.

در نام چه می یابیم . آن نام این رویاهاست:

ترس ، شهرک کناره دریای شادمانی را فرا گرفته و همگی تماشاچی اند ، به جز یک مرد ؛ یک مرد ، که فراخوانده می شود ، تا دل بزند به دریا در جدال با ترس ؛ در جدال با Jaws...

آن شیدای پر شور فراخوانده شده گذرنده از دیوارهای دسیسه و وسوسه... که پیش تر گفته بودمش.

یک مرد ، و باز تنها یک مرد ، تنها یک مرد ، گویی در پاسخ خواهش – تو می گویی نیایش -آن کودک فرا خوانده می شود هنگامی که همه امیدهاش برباد رفته ست . همگان List های مرگ های پر سودشان را می نگارند و این یک با هستی اش List زندگان را. آه آن رویابین در کدام کابوس ، جنگ را یافته بود که چنین باز گویش ساخت :

... And he’s got the war which brings out the worst in people. Never the good, always the bad. Always the bad. But in normal circumstances he wouldn’t be like this. He’d be all right. There’d be just being the good aspects of him which…He’s a wonderful crock. A man who loves good food, good wine, the ladies, making money…

آن چنان که آمدن آن گشایش گر سوار بر توسن Soviet Army رنگی نمی یابد در برابر نگاه نگران Schindler...

تنها یک مرد ، تنها، John Anderton ، فراخوانده می شود ، تا در هیاهوی Pre-Crime چشمانش را نیزحتی بدهد تا ببیند که چه گذشته. آن دویدن های بی پایان در پی کابوس ها برای جدال با ترس :

Everybody runs

و چه بگویم از AGATA که John Anderton را فرا می خواند ، که یافتن زیبایی اش در فرمول های مد زیبایی شناسی روزگار نمی گنجد .

می دانم که دانسته ای این یک را عاشقانه دوست دارم . این یافتن گزارش کابوس را. این Minority report را.

باز هم جنگی ست و این بار War of the worlds. و باز هم یک مرد که فراخوانده می شود تا دیگرانی را بگذراند از ترس هاشان. خودداری از گریستن نمی توانم هنگامی که Ray اشک می ریزد و نمی داند در هنگامه کابوس ها lullaby and good night را برای Rachel...

او Separated Familyرا در Boston به همدیگر می رساند و در میان گردباد برگ های پاییزی جدا از آنان می ایستد...

ونامش : Steven Spielberg .

هیچ نظری موجود نیست: