دو مرد آینه ای را گرفته اند و از خیابان می گذرانند. ما به انتظار نشسته ایم تا بگذرند و ما هم راه خویش را ادامه دهیم. در آنی، تصویر ما در آینه به چشم می اید. آیا در انتظار گذر آینه ایم و خویشتن را نمی بینیم و یا این لحظه جادویی می شود درآمد گذرمان؟
گذرمان می رسد به آن "زیر زمین" که "گذشته همه آنجاست" و لحظه ای تصویر مادر را در آنجا باز می شناسیم. باز می شناسیم؟ خویشتن را باز می شناسیم؟ هیچگاه خواهیم دید اشکی را که از تصویر مادر، زنده، بر گونه هایش جاری می شود؟
کدامین هنگام، گاه "تولدی دیگر" ماست؟ وقتی دیگر، شاید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر